الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

79

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

را بر ايشان گماردم و به آنچه آنها نيازمند باشند سفارش كردم ، با وجود اين غلامى راستگوست » . سپس فرمود : « شايد تو از حرف زدن من با آنها به زبان حبشى تعجّب كردى ؟ » گفتم : آرى به‌خدا قسم . فرمود : « تعجّب نكن ، آنچه بر تو از امر من پوشيده است بسى عجيب‌تر از سخن گفتن من با آنهاست و آنچه تو از من شنيدى چيزى نيست مگر همچون پرنده‌اى كه با منقارش قطره‌اى از دريا را برگيرد ، بسانِ قطره‌اى از اثر من است ، آيا آن پرنده با آن مقدارى كه با منقارش برمىدارد از آب دريا چيزى كم مىشود ؟ امام به منزلهء درياست علم او را پايانى نيست و عجايب او بزرگتر از عجايب درياست » . « 1 » 87 - از جمله گفتهء بدر غلام امام رضا عليه السلام است كه اسحاق بن عمار خدمت امام كاظم عليه السلام رسيد و در خدمت او نشست ناگهان مردى خراسانى اذن وورد خواست ، آمد . امام عليه السلام با او سخنانى گفت كه نظير آن را نشنيده بودم ، گويى كه زبان پرندگان است . امام عليه السلام همان‌طور پاسخ او را داد ؛ با همان زبان تا اينكه گفتگوى ايشان تمام شد ، آن مرد از خدمت امام عليه السلام بيرون رفت ، عرض كردم : چنين كلامى را نشنيده بودم . فرمود : « اين زبان گروهى از اهل چين است ، همه زبان‌هاى چينى اين طور نيست » . سپس فرمود : « از صحبت من به زبان او تعجّب كردى ؟ » گفتم : جاى تعجّب بود ! فرمود : « تو را به چيزى عجيب‌تر از آن خبر دهم ، بدان كه امام زبان پرنده و هر جاندارى را كه خدا آفريده است مىداند و چيزى بر امام پوشيده نيست » . « 2 »

--> ( 1 ) - خرائج : ص 277 . ( 2 ) - همان : ص 278 .